علي بن حسين انصارى شيرازى

428

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

در آن پخته باشند بياشامند و اين خاصيت‌ها و زياده‌تر از اين دارد آنجا كوتاه كرديم ليكن آنچه از ولايت داراجرد آورند و معروف به شبانكاره بود اين منفعت‌ها دارد غير انواع ديگر كه از كوهها يا آب روان خيزد و آن قفر اليهود بود و منافع آن نزديك به موميايى بود و گفته شد صفت آن صاحب مخزن الادويه تحت عنوان موميا مىنويسد : بضم ميم و سكون واو و كسر ميم و فتح يا لغت يونانيست بمعنى حافظ الاجساد و به عربى عرق الجبال و به فارسى موميايى نامند مولوديانا نيكوترين آن بود كه بلون مرداسنك بود جالينوس گويد به قوت مرداسنك بود در مرهمها گوشت زيادت بروياند و مؤلف گويد به شيرازى آن را كرماله خوانند چون به آب بسايند و در شيب بغل مالند گند آن ببرد موم شمع است و گفته شد موش دربندى بوش دربندى بود و گفته شد مورامون كزراكبر است و گفته شد موفيون نوعى از سموم است نزديك به بيش و مداواى كسى كه آن خورده باشد مانند مداواى بيش كنند مولى حرمل است و گفته شد مها صاحب منهاج گويد سنگى است گويند بلور است بحسن و به لون و صاحب جامع گويد نوعى از آبگينه است كه در معدن با مغيسا جمع مىشود و مها مىگردد و در بحر اخضر يابند و در صعيد مصر و آن سنگى است سفيدرنگ و نوعى ديگر هست كه حسن و رنگ وى كمتر مىباشد و صلب‌تر چون نگاه كنند ظن برند كه نمك اندرانى است و نوع اول كه گفته شد بلور است بتحقيق و ابو طالب بن سليمان گويد بخاصيت چون زن در زمان زائيدن به خود بياويزد زائيدن بر وى سهل گردد و هرمس گويد گرانى زبان را و كسى كه سخن تباه گويد چون سحق كنند و به سركه و نمك و زعفران و نوشادر با عسل بياميزند و زبان را بدان تحريك دهند چند نوبت آن زحمت زايل كند و كسوفراطيس گويد مها سودمند بود ارتعاش مرسل را كه عارض شود كودكان و زنان را كه شير دشوار از پستان آيد چون بر پستان مسح كنند شير آسان آيد و تميمى گويد چون به آب سحق كنند سفيدى چشم زايل كند صاحب مخزن الادويه مىنويسد : مها بضم ميم لغت نبطى است مهد نوعى از عرطنيثا است كه معروف بر جت الاسد و اهل مشرق قليفى خوانند ( بعضى نسخ مهل نوشته‌اند )